دین وزندگی
خلاصه ای از مطالب مربوط به حوزه دین ودنیا 
قالب وبلاگ
لینک دوستان
چت باکس


  معاویه وارد مکه شد، گروهی بر معاویه وارد شدند و گفتند: آیا میدانی که ابن عباس تفسیر قرآن میکنه؟ معاویه گفت: خب ابن عباس پسر عمه ی پیغمبر بوده، او از هاشمیان است! اگر او نکند که تفسیر کند؟! گفتند: تفسیر میکند آیات رو به نفع علی بن ابیطالب! ما از این شاکی هستیم! معاویه گفت: خودم رسما وارد مجلس میشوم و جمعشان را برهم میزنم. معاویه وارد مجلس تفسیر ابن عباس میشود، ابن عباس با چنان کیفیتی تفسیر آیات میکرد که معاویه هیچ جای اعتراضی برخود ندید! بعد از مجلس معاویه رو به ابن عباس کرد و گفت: معاویه گفت: ابن عباس تو تفسیر آیات میکنی یا فضائل علی بن ابیطالب را بازگو میکنی؟! ابن عباس: معاویه به من بگو کجای قرآن است که فضائل علی بن ابیطالب نیست؟ از خودت هم سوال میکنم جواب میدهی؟ "انَّما اَنتَ مُنذِرُ وَلِکُلِ قَومِ هاد" این آیه برای کیست معاویه؟ معاویه: رسول خدا فرمود منذر این امت منم و هادی وجود علی بن ابیطالب است! ولی ابن عباس حتما باید این آیه را بخوانی؟! ابن عباس: "اِنَّما یُریدُ اللهُ لِیُذهِبَ عَنکُمُ الرِّجسَ اَهلَ البَیتِ وَ یُطَهِّرَکُم تَطهیرا" بگو این آیه برای کیست معاویه؟ معاویه: این هم قصه ی طهارت و عصمت علی بن ابیطالب و اهل بیتش است، درست! ولی حتما باید این را بخوانی؟ ابن عباس: "اِنَّما وَلیُّکُمُ اللهُ وَ رَسولُه وَالَّذینَ یُقیمونَ الصَّلوهَ وَ یُوتونَ الزَّکوةَ وَ هُم رکِعون" معاویه این آیه برای کیست؟ معاویه: زمانی که علی بن ابیطالب انگشتر در راه خدا داد این آیه بر حق علی نازل شد، قبول دارم! ولی حتما این را باید بخوانی؟ ابن عباس: "عَمَّ یَتَساءَلون عَنِ النَّبَاِ العَظیم" معاویه بگو این آیه در حق کیست؟ معاویه: رسول خدا فرمود خبر عظیم علی بن ابیطالب است که هم مردم ازش میپیرسند و هم من از علی خواهم پرسید، ولی ابن عباس حتما باید این را بخوانی؟ ابن عباس: "وَاعتَصِموا بِحَبلِ اللهِ جَمیعا وَ لا تَفَرَّقوا" بگو ببینم این آیه برای کیست؟ معاویه: پیغمبر فرمود حبل الله علی بن ابیطالب است دست به دامن علی بزنید و جای دیگر نروید که گمراه میشوید. ولی باید همین را تفسیر کنی؟ ابن عباس: "کَفی بِاللهِ شَهیدا بَینی وَ بَینَکُم" این آیه برای چیست معاویه؟ معاویه: این قصه قصه ی علم علی بین ابیطالب است که خدا همه ی علم جاری رو در سیره ی او تعریف میکند، ولی لازم است حتما این را بخوانی؟ ابن عباس: "قُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَکُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَکُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَکُمْ" بگو به من که این آیه برای کیست؟ معاویه: این هم ماجرای مباهله با اهل نجران است که خدا در این آیه علی بن ابیطالب را نفس پیغمبر میخواند، ولی برای مردم حتما باید همین را بخوانی؟ ابن عباس: "ساَلَ سائِلٌ بِعَذابِ واقِع" این آیه برای چیست معاویه؟ معاویه: روز غدیر شخصی نزد رسول خدا آمد و گفت این سخنان از خودت بود یا از خدا؟ پیغمبر فرمود امر رسالت بود، شخص رو به پیغمبر کردو گفت به خدا بگو بر من عذاب وارد کند که تحمل ولایت علی را ندارم و خداوند جلوی همگان دشمن علی را هلاک کرد، ابن عباس قبول دارم! آیا باید همین آیه را بخوانی؟ ابن عباس: "یا اَیُّهَا الرَّسولُ بَلِّغ ما اُنزِلَ اِلَیک" این آیه دیگر برای چیست معاویه؟ معاویه: این هم ماجرای ابلاغ ولایت علی بن ابیطالب است قبول دارم! ولی این را حتما باید بازگو کنی؟ ابن عباس: "اَلیومَ اَکمَلتُ لَکُم دینَکُم" معاویه به من بگو این دگر برای کیست؟ معاویه: این آیه هم اکمال دیانت در پرتوی ولایت علی بن ابیطالب است ولی آیه ای دیگر بخوان نه این! ابن عباس از جا بلند شد و گفت: معاویه به من بگو کجای قرآن را بخوانم که فضل علی بن ابیطالب نباشد؟! کجا را بخوانم که از علی بیان نشده باشد؟! معاویه: اصلا ابن عباس بخوان "اِذا زُلزِلَتِ الارضُ زِلزالَها" ابن عباس: معاویه در این مورد هم شرمندتم که حتی این آیه هم فضل علی بن ابیطالب است! معاویه: علی در این آیه دگر چه میکند ابن عباس؟! ابن عباس: نشنیدی بعد از رسول خدا یک سال نگذشته بود که زلزله ای بر مدینه آمد که همه ی مردم از شدت وحشت از خانه به در شده بودند و علی در میانشان حاضر شد و خواند این آیه را و پایش را بر زمین کوبید و فرمود: زمین! ابوتراب بر تو امر میکند آرام گیر! معاویه که از غضب بر خود میپیچید گفت: ابن عباس راحت بگو تا قرآن باشد، علی هم خواهد بود... بحار الانوار ج ۴۴ ص ۱۲۵

[ شنبه بیست و نهم آذر ۱۳۹۳ ] [ 18:56 ] [ سیده نفیسه حسینی واعظ ]
قرآن‌هایی که بر روی طاقچه‌هایمان مانده‌اند و هیچ کس برای مدت‌های طولانی کلامی از آن را تلاوت نمی‌کند حقی بر ما دارند که چون آن را ادا نکرده‌ایم روز محشر به پیشگاه پروردگار از ما شکایت خواهند کرد؛ چرا که در کتاب اصول کافی از حضرت امام جعفر صادق(ع) نقل شده است که سه چیز در روز قیامت نزد خداوند عزوجل شکایت می‌کند نخست مسجدی که کسی در آن نماز نمی‌خواند، دوم عالم و شخص دانایی که کسی به سراغ آنان برای پرسیدن سؤالات خود و فهم دین نمی‌رود و سوم قرآنی که کسی آن را تلاوت نمی‌کند.

[ جمعه چهارم مهر ۱۳۹۳ ] [ 8:3 ] [ سیده نفیسه حسینی واعظ ]
گویند شخصی به نزد عارفی جلیل‌القدر رفت در حالی که غم بزرگی در سینه داشت. عالم از او پرسید: چرا افسرده و گرفته‌ای؟ آن شخص پاسخ داد: با همسرم اختلاف داریم، ناسازگاریمان رو به افزایش است به قدری که می‌خواهیم از هم جدا شویم و هر کدام سراغ زندگی خود برویم.

آن عارف نگاهی کرد و گفت: چرا قرآن نمی‌خوانی؟ مرد فکری کرد و متوجه شد حدود دو سال است که انسی با قرآن نداشته و تصمیم گرفت از آن روز به بعد با صوت بلند در خانه قرآن بخواند، مدتی بعد مرد دید که اختلافش با همسر کاهش یافته و انس و الفت جای خود را به قهر و کینه داده است.

[ جمعه چهارم مهر ۱۳۹۳ ] [ 8:0 ] [ سیده نفیسه حسینی واعظ ]

يکي از معجزههايي که براي امام علي ـ عليه السّلام ـ اتفاق افتاده است جريان ردالشمس ـ يعني بازگشت خورشيد پس از غروب ـ ميباشد. اين جريان خارقالعاده هم در دوران زندگي پيامبر اکرم ـ صلي الله عليه و آله ـ و هم در دوران خلافت امام علي ـ عليه السّلام ـ رخ داد. در اين مورد سه مقدمه قابل توضيح است که ابتدا به آنها اشاره ميشود:

الف: درباره اين جريان علاوه بر آنکه بيشتر دانشمندان شيعه آن را در کتابهاي خويش آورده و تأييد کردهاند(1) بسياري از کتب معتبر اهل سنت نيز آن را به سلسلة اسناد خويش روايت نموده و پذيرفتهاند.(2) حتي برخي از دانشمندان اهلسنت درباره تأييد اين جريان و پاسخ به اشکالهايي که به سند يا متن روايت شده کتابي مستقل تأليف کردهاند.(3)

ب: امام علي ـ عليه السّلام ـ حداقل دوبار اين اعجاز را به عنوان يکي از فضيلتها و افتخارات خويش به مخالفان گوشزد نموده و آنان نيز آن را تأييد نمودند؛ يکي در احتجاج با ابوبکر پس از جريان سقيفه(4) و ديگري در روز شوراي شش نفره خطاب به اصحاب شورا.(5)

ج: اين واقعه به عنوان يکي از موضوعهاي مسلم تاريخي در شعر بسياري از شعراي قرن اول و دوم آمده است(6) از جمله سيد حميري.(7)

امّا شرح و توضيح اين واقعه: همانگونه که اشاره شد اين معجزه دوبار اتفاق افتاده است هر دوي آنها را به طور خلاصه از کتاب ارشاد شيخ مفيد نقل ميکنيم:(8)

1. ردشمس در وهله اول به طوري که اسماء، ام سلمه، جابر انصاري، ابوسعيد خدري و گروهي ديگر روايت کردهاند چنين است که پيامبر اکرم ـ صلي الله عليه و آله ـ در منزل خود بود و علي ـ عليه السّلام ـ هم حضور داشت هماندم جبرئيل آمده وحي الهي آورده سپس رسول خدا سر مبارک خود را روي پاي علي ـ عليه السّلام ـ گذارد و سر برنداشت تا هنگامي که آفتاب غروب نمود علي ـ عليه السّلام ـ که نماز عصر را بجا نياورده بود ناچار شد نمازش را نشسته و در حالت رکوع و سجود با اشاره به جاي آورد. پيامبر اکرم ـ صلي الله عليه و آله ـ پس از آنکه به خود آمد به علي ـ عليه السّلام ـ فرمود نماز عصرت قضا شد عرض کرد نميتوانستم نماز را به حالت عادي بخوانم به خاطر حالت وحي که بر شما عارض شده بود و بر من تکيه داده بوديد. در اين هنگام پيامبر و يا علي ـ عليه السّلام ـ از خداي متعال ميخواهد که خورشيد را براي علي ـ عليه السّلام ـ که براي احترام به پيامبر نمازش را به حالت عادي نخوانده ـ برگرداند و چنين ميشود. دربارة مکاني که اين قضيه رخ داد اگرچه در روايت شيخ مفيد منزل پيامبر گفته شده امّا برخي ديگر آن را «ضهياء» يا «صهباء»(9) و برخي آن را در «کراع الغميم»(10) و برخي ديگر آن را مسجد فضيخ ـ در حوالي مدينه ـ دانستهاند.(11)

2. مرتبه دوم که پس از پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ براي ايشان اتفاق افتاد هنگامي که امام ـ عليه السّلام ـ و ياران او قصد عبور از رودخانه فرات در منطقه بابل را داشتند و سپاهيان مشغول عبور دادن مرکبها و توشهها از رودخانه بودند از نماز عصر غافل شدند امّا امام و برخي از ياران نماز را به جاي آوردند. در اين هنگام خورشيد غروب نمود در حالي که عدّه زيادي نماز عصر را نخوانده بودند آنان در اين باره با امام ـ عليه السّلام ـ به گفتگو پرداختند. وقتي امام ياران خويش را اينگونه نگران ديد از خداي متعال درخواست نمود تا خورشيد را برگرداند که سپاهيان نماز عصر را به جاي آورند و چنين شد...)(12)

معرفي منابع، جهت مطالعه بيشتر:

1ـ کشف اليقين في فضايل اميرالمؤمنين ـ عليه السلام ـ ، علامه حلّي.

2ـ دانشنامة امام علي، زير نظر علي اکبررشاد.

--------------------------------------------------------------------------------

(1) . از جمله: کليني، الکافي، ج4، ص562 ـ صدوق، الفقيه، ج1، ص203، ح608 ـ طبرسي، الاحتجاج، ج1، ص266 ـ سيد مرتضي، رسائل المرتضي، ص78ـ83 ـ سيد رضي، خصائص الائمه، ص56 ـ فتال نيشابوري ـ روضة الواعظين، ص129.

(2) . ابن شهر آشوب، المناقب، ج2، ص143 ـ اميني، الغدير، ج3، ص128ـ140 ـ ابن کثير، البداية و النهاية، ج6، ص86ـ91 ـ الطبراني، المعجم الکبير، ج24، ص145، ح382 ـ ابن عساکر، تاريخ مدينة دمشق، ج42، ص314 ـ المناوي، فيض القدير في شرح جامع الصغير، ج5، ص562.

(3) . ابن شهر آشوب، المناقب، ج2، ص143 ـ اميني، الغدير، ج3، ص127ـ128 ـ محمودي، کشف الرمس عن حديث ردالشمس، ص21.

(4) . صدوق، الخصال، ص550.

(5) . طوسي، الامالي، ص548 ـ طبرسي، الاحتجاج، ص207.

(6) . محمودي، کشف الرمس عن حديث ردالشمس، ص231.

(7) . شيخ مفيد، الارشاد، ج1، ص347.

(8) . همان، ص345ـ347.

(9) . مجلسي، بحارالانوار، ج41، ص167.

(10) . همان، ص174.

(11) . کليني، الکافي، ج4، ص561.

(12) . شيخ مفيد، الارشاد، ج1، ص346.

[ یکشنبه بیست و یکم اردیبهشت ۱۳۹۳ ] [ 17:45 ] [ سیده نفیسه حسینی واعظ ]

إذا أرادَ اللّه  بِأهلِ بَیتٍ خَیرا فَقَّهَهُم فِى الدّینِ وَوَقَّرَ صَغیرُهُم کَبیرَهُم وَرَزَقَهُمُ الرِّفقَ فى مَعیشَتِهِم وَالقَصدَ فى نَفَقاتِهِم وَبَصَّرَهُم عُیُوبَهُم فَیَتُوبُوا مِنها؛
هرگاه خداوند براى خانواده اى خیر بخواهد آنان را در دین دانا مى کند، کوچک ترها بزرگ ترهایشان را احترام مى نمایند، مدارا در زندگى و میانه روى در خرج روزیشان مى نماید و به عیوبشان آگاهشان مى سازد تا آنها را برطرف کنند.

رسول اکرم صلى الله علیه و آله.

[ جمعه نوزدهم اردیبهشت ۱۳۹۳ ] [ 17:34 ] [ سیده نفیسه حسینی واعظ ]

قالَ الإمام الجواد (علیه السلام): مَنْ خَطَبَ إلَیْكُمْ فَرَضیتُمْ دینَهُ وَأمانَتَهُ فَزَوِّجُوهُ، إِلاَّ تَفْعَلُوهُ تَكُن فِتْنَةٌ فِی الأَرْضِ وَفَسَادٌ كَبِیرٌ. تهذیب الأحكام، ج 7، ص 396، ح 9

هر كه به خواستگاری دختر شما آید و به تقوا و تدیّن و امانتداری او مطمئن می باشید با او موافقت كنید و گرنه شما سبب فتنه و فساد بزرگی در روی زمین خواهید شد.


[ جمعه دوازدهم اردیبهشت ۱۳۹۳ ] [ 17:15 ] [ سیده نفیسه حسینی واعظ ]

قالَ الإمام الجواد (علیه السلام): مُلاقاةُ الاْخوانِ نَشْرَةٌ، وَتَلْقیحٌ لِلْعَقْلِ وَإنْ كانَ نَزْراً قَلیلاً. امالی شیخ مفید، ص 328، ح 13

ملاقات و دیدار با دوستان و برادران، موجب صفای دل و نورانیّت آن می گردد و سبب شكوفایی عقل و درایت خواهد گشت، گرچه در مدّت زمانی كوتاه انجام پذیرد.


[ جمعه دوازدهم اردیبهشت ۱۳۹۳ ] [ 17:13 ] [ سیده نفیسه حسینی واعظ ]

صله رحم، که یکی از سنتهای زیبای ایرانیان در ایام نوروز است آثار و برکات فراوانی برای زندگی فردی و اجتماعی انسان دارد. شماری از این آثار عبارتند از:

1- صله‌رحم بسیاری از نیازهای عاطفی انسان مانند تعلق داشتن به گروه، محبت کردن و محبت دیدن را برآورده می‌سازد. انسان با صله رحم به آرامش و نشاطی خاص می‌رسد. به نظر می‌رسد یکی از بهترین راهها برای برطرف کردن ناراحتی‌های عصبی، برقراری صلح رحم سالم با همان شرایطی است که اسلام می‌خواهد یعنی به دور از رنجاندن، زخم زبان، تهمت، غیبت و ...

2- مشکلات زندگی آثار روانی بر انسان دارد. بازگو کردن آنها برای افراد مورد اطمینان، سبب کاهش فشار آنها می‌شود. لذا یکی از برنامه‌های روانشناسان بالینی فراهم کردن محیطی برای این افراد است تا به بیان مشکلات خود بپردازند و به آنها سفارش می‌کنند تا برای افراد قابل اطمینان در حدی که سبب لطمه به گوینده نشود نیز بیان کنند. صله رحم فضایی سالم را فراهم می‌کند تا انسان با بیان چالشهای زندگی، استرسها را کاهش دهد. روایات متعددی گواهی می‌دهند صله رحم موجب طولانی شدن عمر می‌شود. این روایات ممکن است اشاره به همین داشته باشد که انسان در پناه صلح رحم به آرامش روانی و در پی آن به سلامت جسم می‌رسد.

3- هوش اجتماعی یکی از شاخصهای علم روانشناسی است و بنا به گفته متخصصان همواره این هوش قابل افزایش است. هر چه برخوردهای اجتماعی انسان بیشتر باشد هوش اجتماعی او رشد بیشتری می‌یابد. صله رحم یکی از راههای مهم برای ارتقای این ویژگی در انسان است.

4- مساعدت و خدمت به دیگران به‌ویژه خویشاوندان، فوق‌العاده مورد تاکید اسلام است. گفتنی است که وقتی سخن از کمک به میان می‌آید تنها کمک مالی به ذهن خطور می‌کند حل نزاع های خانوادگی، راهنمایی های شغلی و درسی، ازدواج پسران ود ختران و ... نمونه‌هایی از کمک به غیر است. صله‌رحم زمینه آگاهی از مشکلات خویشاوندان را فراهم می‌سازد تا در صورت امکان به کمک آنها بشتابد. البته کمک برای برطرف کردن نیازهای مالی یکی از نمونه‌های مهم مساعدت به دیگران است و خویشاوند هرچه نزدیک‌تر باشد، اجرا و فضیلت بیشتری هم به دنبال دارد. بنابراین صله رحم با بستگان نیازمند را باید در اولویت قرار داد اما برخی به عکس عمل می‌کنند.

5- گاهی به جا آورنده صله‌رحم نیز در زندگی با گره‌هایی مواجه می‌شود که به دست خویشاوندان باز می‌شود. لذا در روایت است که صله رحم موجب ازدیاد مال و روزی به جا آورنده آن می‌شود و حتی در روایت است که صاحب ثروت بی‌نیاز از خاندانش نیست.

6- بسیاری از اخبار مربوط به جامعه و اطرافمان از طریق صله‌رحم به دست می‌آید.



[ جمعه یکم فروردین ۱۳۹۳ ] [ 9:23 ] [ سیده نفیسه حسینی واعظ ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ